امشب یه غم تو دلمه که باز واسم ته نداره یادش کاری میکنه که چشام تا خود صبح بباره هر کی یه روز اومد تویه دله من روز بعدش رفت قلبی که یه عمری به من داده بود و برداشت رفتبیقراره دلم بی تو آروم نداره نگم برات هوای شهر وقتی که نیستی حسو حال نداره یه بیماره
رفتی واسم خوشی ساعتی شد عشقت واسه من چه ارزشی شد چقد بعد رفتنت به این دلم بی حرمتی شدبد کردی به دلم چیزی نمونده تویه دلم هر چی دیدم بهت خندیمو هی به روت نیاوردم که نگی وسواسه نپرسیدی از خودت دلم رو کی به جز تو حساسهبد کردی به دلم چیزی نمونده تویه
برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:18
نموندی پیشش واسه تو کم بود یه کمبزار این دفعه حرفامو بهت راحت بگم
نموندی پیشش نه ندیدی حالشودلش پرواز می خواست و تو بریدی بالشو نموندی پیشش نه نبودی عاشقش حسودیش میشه به هر چی عشق و عاشقه نموندی پیشش تو سرش جنگ همش همونی میشه که می ترسید ازشنموندی پیشش نه نبودی عاشقش حسودیش میشه به هر چی عشق و عاشقه نموندی پیشش تو سرش جنگ همش همونی میشه که می ترسید ازشدل از من نبر توو این کوچه ها ولگردم نکناز خودت دل سردم نکن نکنیادته گفتم نرو تنهام نزار مهم نبود اشکام براتنموندی برامتا کی بی دلیل میری تا کی پا
برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:18